Strict Standards: Resource ID#13 used as offset, casting to integer (13) in /home/dhvfs/domains/dhvfs.com/public_html/db/mysql.php on line 209

Strict Standards: Resource ID#13 used as offset, casting to integer (13) in /home/dhvfs/domains/dhvfs.com/public_html/db/mysql.php on line 210
یزد زندگی

موضوعات

آمار کاربران

یاد ایام



جستجو




در یزد زندگی
دراينترنت
یزد زندگی: معلم مطهر، انقلاب

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

کتاب حماسه حسینی، شهید مطهری: یکی از آقایان خطبا نقل می کرد که مردی در مشهد اصلا با دین پیوندی نداشت، نه تنها نماز نمی خواند و روزه نمی گرفت، بلکه به چیزی اعتقاد نداشت، یک آدم ضد دین بود. ما مدت زیادی با این آدم صحبت کردیم تا اینکه نرم و ملایم و واقعا معتقد و مؤمن شد و روش خود را بکلی تغییر داد، نمازش را می خواند، روزه اش را می گرفت، و کارش به جایی کشید که با اینکه اداری بود و پست حساسی هم در خراسان داشت، مقید شده بود که نمازش را با ماعت بخواند. می رفت مسجد گوهرشاد پشت سر مرحوم آقای نهاوندی، لباسهایش را می کند، عبایی هم می پوشید. در جلسات ما هم شرکت می کرد. مدتی ما دیدیم که این آقا پیدایش نیست. گفتیم لابد رفته است مسافرت. رفقا گفتند: نه، او اینجاست و نمی آید، حالا چطور شده است که در جلسات ما شرکت نمی کند، نمی دانیم. بعد کاشف به عمل آمد که دیگر نماز جماعت هم نمی رود. تحقیق کردیم ببینیم که علت چیست. این مردی که آن طور به دین و مذهب رو آورده بود، چطور یکمرتبه از دین و مذهب رو برگرداند؟ رفتیم سراغش، معلوم شد قضیه از این قرار بوده است:....

نویسنده : admin
بازدید [ 398 ]

ماه رمضان شد، می و میخانه بر افتاد / عشق و طرب و باده به وقت سحر افتاد

افطار به می کرد برم پیر خرابات / گفتم که تو را روزه به برگ و ثمر افتاد

با باده وضو گیر که در مذهب رندان / در حضرت حق این عملت بارور افتاد

 امام خمینی

نویسنده : admin
بازدید [ 574 ]

خانم دکتر فاطمه طباطبایی عروس گرامی امام خمینی خاطره ای را در خصوص نحوه برگزاری کلاسهای نهضت سوادآموزی در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی نقل کرده است که خواندن آن خالی از لطف نیست. پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، در سالروز فرمان حضرت امام خمینی برای تشکیل نهضت سوادآموزی آن را منتشر می کند: امام در یک سخنرانی خود در قم اشاره‌ای بدین مضمون داشتند که زیبنده کشور نیست که مقدار زیادی بی سواد داشته باشد؛ و از مردم خواستند برای رفع این نقیصه همت کنند. من هم به کمک یکی از دوستان، تشکیلات نهضت سواد آموزی قم را راه انداخته و هر روز گزارش آن را به حضرت امام می دادیم و آن بزرگوار با علاقه خاصی موضوع را دنبال می کردند و برایشان جالب بود. روزی یکی از خانم معلم ها گفت: بعضی از خانم هایی که ثبت نام کرده اند، مرتب به کلاس درس حاضر نمی شوند و غیبت می کنند. از من درخواست کرد که شما بیا و با اینها صحبت کن. من در جمع آنها حاضر شدم و گفتم: اهمیت کلاس درس در تعطیل نکردن آن است. شما به حضور همه روزه در کلاس احتیاج دارید. یکی از خانم ها بلند شد و گفت: نه دخترم! آدم اگر هرروز یکجا برود سبک می شود. باید یک روز برود یک روز نرود... وقتی این موضوع را برای حضرت امام نقل کردم، خیلی خوششان آمد و خندیدند. منبع: کتاب یک ساغر از هزار، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی

نویسنده : admin
بازدید [ 532 ]

... می گویند یک غیب گو و رمالی، علم غیب گویی و رمالی را به بچه اش آموخته بود. خودش در دربار پادشاه حقوق خوبی می گرفت، این علم را به بچه اش آموخته بود که بعد از خودش او این پست را اداره کند. تا روزی که او را به پادشاه معرفی کرد. پادشاه خواست که او را امتحان کند. تخم مرغی در دستش گرفت و به او گفت: اگر گفتی که در دست من چیست؟ او هر چه حساب کرد نفهمید که چیست. پادشاه گفت: وسطش زرد است و اطرافش سفید. یک فکری کرد و گفت: این سنگ آسیائی است که در وسطش هویج ریخته اند. پادشاه خیلی بدش آمد و بعد پدرش را آورد و گفت: آخر این چه علمی است که به او آموخته ای؟! گفت: علم را من خوب به او آموختم ولی این عقل ندارد. آن حرف اول را از روی علمش گفت ولی این دومی را از روی بی عقلیش گفت. شعورش نرسید که سنگ آسیا در دست انسان جا نمی گیرد. این را عقل آدم باید حکم بکند. همچنین می گویند: یک وقت یک خارجی آمده بود کرج، با یک دهاتی روبرو شد. این دهاتی خیلی جواب های نغز و پخته ای به او می داد. هر سؤالی که می کرد خیلی عالی جواب می داد. بعد او گفت که تو اینها را از کجا می دانی؟ گفت: "ما چون سواد نداریم فکر می کنیم". این خیلی حرف پرمعنایی است: آنکه سواد دارد معلوماتش را می گوید ولی من فکر می کنم. و فکر خیلی از سواد بهتر است. این مسأله که باید در افراد و در جامعه رشد شخصیت فکری و عقلانی پیدا بشود یعنی قوه تجزیه و تحلیل در مسائل پیدا بشود، یک مطلب اساسی است؛ یعنی در همین آموزش ها و تعلیم و تربیت ها در مدرسه ها وظیفه معلم بالاتر از اینکه به بچه یاد می دهد این است که کاری بکند که قوه تجزیه و تحلیل او قدرت بگیرد، نه اینکه فقط در مغز وی معلومات بریزد، که اگر معلومات خیلی فشار بیاورد ذهن بچه راکد می شود....

نویسنده : admin
بازدید [ 485 ]

استاد شهید مطهری می گویند: «يكي از دوستان ما كه مرد نكته‌سنجي است، يك تعبير بسيار لطيف داشت. اسمش را گذاشته بود منطق ماشين دودي، مي‌گفت: من يك درسي از قديم آموخته‌ام و جامعه را روي منطق ماشين دودي مي‌شناسم. وقتي بچّه بودم منزلمان در حضرت عبدالعظيم بود و آن وقت ها قطار راه‌آهن به صورت امروز نبود و فقط همين قطار تهران ـ شاه عبدالعظيم بود. من مي‌ديدم قطار وقتي كه در ايستگاه ايستاده بچّه‌ها دورش جمع مي‌شوند و آن را تماشا مي‌كنند و به زبان حال مي‌گويند ببين چه موجود عجيبي است. معلوم بود كه يك احترام و عظمتي براي آن قائل هستند. تا قطار ايستاده بود با يك نظر تعظيم و تكريم و احترام و اعجاب به آن نگاه مي‌كردند... همين كه راه مي‌افتاد، بچّه‌ها مي‌دويدند سنگ برمي‌داشتند و قطار را مورد حمله قرار مي‌دادند! من تعجّب مي‌كردم كه اگر به اين قطار بايد سنگ زد چرا وقتي كه ايستاده يك ريگ كوچك هم به آن نمي‌زنند، و اگر بايد برايش اعجاب قائل بود، اعجابْ بيشتر در وقتي است كه حركت مي‌كند. اين معمّا برايم بود تا وقتي بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم. ديدم اين قانون كلّي زندگي ما ايرانيان است كه هر كسي و هر چيزي تا وقتي كه ساكن است مورد احترام است، تا ساكت است مورد تعظيم احترام است؛ امّا همين كه به راه افتاد و يك قدم برداشت نه تنها كسي كمكش نمي‌كند بلكه سنگ است كه به طرف او پرتاب مي‌شود. و اين نشانة يك جامعة مرده است. ولي يك جامعة زنده فقط براي كساني احترام قائل است كه متكلّم هستند نه ساكت، متحركند نه ساكن، باخبرترند نه بي‌خبرتر. پس اينها علائم حيات و موت است.»... منبع: کتاب احیای تفکر اسلامی

نویسنده : admin
بازدید [ 536 ]

مراحل ثبت نام جشنواره الکترونیکی پیشوای مرتضی که از اوایل اردیبهشت 93 توسط بنیاد علمی فرهنگی شهید مطهری آغاز شده بود در روز 23 خرداد و مصادف با میلاد منجی عالم بشریت مهدی موعود به اتمام رسید. بنده ضمن شرکت در بخش وبلاگ نویسی آن، در وب سایت "یزد زندگی" با گوشه های جدیدی از زندگی و سلوک امام علی (ع)، کتاب بزرگ نهج البلاغه و همچنین زندگی و کتاب های استاد شهید مرتضی مطهری آشنا شدم و سعی کردم با ایجاد عنوان "معلم مطهر" در بخش موضوعات و ایجاد نزدیک به صد پست متنوع در آن، به دیگران نیز برای شناخت و معرفت هر چه بیشتر این بزرگان یاری نمایم. برای مشاهده پست ها و دیدن پوستر جشنواره روی لینک های زیر کلیک کنید. بعدالتحریر: نتایج جشنواره اعلام شد و وب سایت یزد زندگی در معرفی چهره بزرگ امام علی (ع) و همچنین استاد شهید، در بخش وبلاگ نویسی شایسته تقدیر شناخته شد.

پیشوای مرتضی

پیشوای مرتضی در یزد زندگی

@ پوستر جشنواره

نویسنده : admin
بازدید [ 1167 ]

روحانیخانم روحانی:من حدود 30 سال قبل از شهادت آقای مطهری با ایشان ازدواج کردم . پدرم از روحانیان خراسان بودند و مجلس درس داشتند و بسیار متواضع , متدین و با تقوا بودند . یازده ساله بودم که یک شب خواب دیدم به اتاق پدرم رفته ام . در اتاق پدرم روی زمین یک ورق کاغذ افتاده بود . وقتی کاغذ را برداشتم , دیدم روی آن نوشته فلانی ( یعنی من ) برای مرتضی در 29 ماه عقد می شود . از دیدم این خواب خیلی تعجب کردم و با هیچ کس آن را در میان گذاشتم تا اینکه مدتی گذشت . خواستگاران متعددی می آمدند ولی مادرم می گفت[ : تا دیپلم نگیرد , شوهرش نمی دهم] . سیزده ساله بودم و در کلاس هفتم درس می خواندم که آقای مطهری چون با پدرم آشنایی داشتند , برای خواستگاری به خانه ما آمدند . این خواستگاری با مخالفت شدید مادرم روبه رو شد . چون او در یک خانواده غیر روحانی و نسبتا مرفه بزرگ شده بود و از ازدواج من با یک روحانی خشنود نبود و می گفت[ : من دخترم را به یک روحانی شوهر نمی دهم ] . چند بار دیگر هم آقای مطهری مراجعه کردند , اما مادرم مسئله درس خواندن مرا مطرح کردند , و ایشان به راحتی پذیرفتند و گفتند : هیچ اشکالی ندارد , می توانند درسشان را ادامه بدهند و دیپلم بگیرند . سرانجام پس از مدتی مادرم راضی به ازدواج ما شد . روز 23 ماه بود که موافقت مادرم اعلام شد و همان روز آقای مطهری گفتند بیست و نهم ماه برای عقد روز خوبی است و موافقت شد . من در روز بیست و نهم به عقد ایشان درآمدم و آن وقت بود که حقیقت خوابی که دیده بودم , برایم روشن شد . مدتی گذشت , ما به قم رفتیم و پس از مدتی به تهران آمدیم و در کوچه [ دردار] , در خانه کوچکی مسکن گزیدیم و مجموعا صاحب هفت فرزند شدیم . چهار دختر و سه پسر....

نویسنده : admin
بازدید [ 737 ]

ابزار هدایت به بالای صفحه